اگر یک ساختار برای گذران روزگار انسان و ساعات آن با اعمالش ایجاد شود ، می تواند تحلیل بهتری در محاسبه نفس و امیال دهد.
ابتدا اینکه نفس و امیال در سه مقوله نمود پیدا می کنند و به ظهور می رسند: اول افکار ، دوم گفتار و سوم کردار است.لذا انسان ظهور فعالیت هایش برای خودسازی یا رشد خویش در این سه شرایط می باشد.حال ممکن است هر کدام از این بخش ها به چند گروه و حالت دیگر تقسیم بندی شود.
اگر یک روز و شب 24 ساعت در نظر گرفته شود این تعداد ساعات به یک سری زمان ها که فعالیتهای انسان در آن انجام می شود تقسیم بندی می شود.حدودا از 24 ساعت به طور متوسط:
8 ساعت برای خواب
2 ساعت برای غذاخوردن و نظافت عمومی
2 ساعت رانندگی و استفاده از ابزارهای بصری
در نهایت حدود 12 ساعت متمرکز و اصلی وجود دارد که در آن ظهور فعالیتهای سه گانه فوق مهیا می شود.
یک فعالیت اجرایی و قابل مشاهده در دو مرحله گفتار و کردار می باشد ولی زمینه ساز انجام این دو در افکار می باشد لذا لازمه وقوع گفتار و کردار در تصمیم گیری های افکار نهفته است.
در افکار نیات و پردازش های انسان شکل می گیرد که آنها از تجربیات ، آموزش های کسب شده و خواسته های انسان تغذیه می کنند.
تجربیات و آموزش های کسب شده را به صورت جمع بندی شده تحت عنوان تجربه آورده و خواسته های انسان چه خوب و چه بد ، تحت عنوان امیال گروه بندی می شود.
پس به طور خلاصه تجربه و امیال مسبب افکار است و افکار وقتی به حالت بالفعل برسند به شکل گفتار و کردار تجلی پیدا می کنند.
تجربه از چند بخش به انسان می رسد: دیگران (خانواده ، دوستان، اجتماع) ، مطالعه ، آموزش (دیدن ، شنیدن و کلاسیک). بسیاری از صفات خوب و بد انسان از طریق تجربه ها نهادینه می شود و می توانند فرهنگ و تربیت انسان را شکل دهند.
امیال دو بخش عمده دارند بخش اول ذاتی است و بخش دوم شکل گرفته از تحربه ها هستند.بخش اول امیال که در انسان ذاتی است ناشی از داده و صفات درونی و بالقوه است که با پرورش و نوع برخورد فرد به صفات بد و خوب تبدیل می شود و هر دو زمینه سیاه و سفید در آن مستتر است و امکان حضور و وجود دارند و تجربیات فرد می تواند آنها را توسعه یا محدود کند.
پس این تجربیات ماست که امکان پرورش و رشد امیال ذاتی در قالب صفات نیک و بد را ایجاد می کند و لذا کنترل تجربه ها به فرد امکان اصلاح صفات بد و تجلی صفات نیک را می دهد.
کنترل تجربه ها می تواند همان محاسبه نفس و امیال زندگی انسان باشد.
اما ظهور افکار ، گفتار و کردار فعلی انسان ناشی از تجربه های گذشته است و آنها به موقع کنترل و اصلاح نشده اند و لذا درصد بسیاری از آنها ممکن است در تجمع صفات بد تجلی یافته باشند.از طرفی این کنترل ها امکان شناخت و ظهور صفات بالقوه خوب در انسان را مهیا ساخته و برای تجلی آنها در آینده نزدیک و دور برنامه ریزی شود.
لذا اولین فصل محاسبه نفس و امیال زندگی به خودکاوی گذشته و اتفاقات و حوادث مثبت و منفی انسان بر می گردد و اینکه نقش تجربیات در ایجاد فرد فعلی بدون تسری آن به برون فکنی و پیدا کردن مقصر های خارج از خودش ، پیدا شود. دانستن این عوامل امکان برنامه ریزی برای کم کردن و اصلاح کردن موارد منفی را مهیا می سازد و کم کم این اصلاحات در تجربیات آینده که در 12 ساعت های روزانه امکان وقوع دارد استفاده و تست شود و با کنترل های روزانه و تکرار و پیگیری آنها رو به بهبود گام برداشت.

f0f5d9fc238d72797155d04210880f037911ea11.png

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.