هيولا مي تواند فرشته گردد اگر …

ژانویه 30, 2008

امروز جلسه داشتيم و بروي مباحث و فعاليتهاي خودمان در يك هفته گدشته پرداختيم به دليل مشكلات كاري و شغلي برخي ها فقط به برنامه هاي روزانه داده شده پرداخته بودند و نشاني از تفكر و انديشه در اعمال و رفتار و گفتار نبود و لذا بيشتر به بررسي احساسها و بيان برخي از روياءهاي خودشان پرداختند.

براي سير و بودن در راه همانند فعاليتها و كارهاي روزانه و شغلي مان نياز به يك سري ابزارها و مهارتها داريم! هر كدام از ما در رشته تخصصي خودش مطالعه كرده است و مدرك تحصيلي خاص خودش را گرفته است و لذا چيزي از اصول و مباني يك رشته تخصصي مي دانيم وليكن در عمل و دنياي كار به تمام مباني فراگرفته شده در دوران تحصيل و ودانشگاه نمي پردازيم بلكه كليت دانسته و كاربرد خاص برخي از آنها در كارها به ما كمك مي كنند ؛ ولي آنچه كه در حين كسب و كار نياز داريم ابزارها و مهارتهاي كاري است كه بتوانيم در كيفيت كار خويش توانمندي كسب كنيم و سود داشته باشيم مهارتهايي مثل حسابداري و آمار و ابزارهايي هم چون موبايل و فاكس و با توجه به شغل هر فردي مي تواند متفاوت و گوناگون باشند.

حال در راه سلوك؛ يك سالك نيز نياز به ابزارها و مهارتهاي خاصي دارد كه بتواند با استفاده ار آنها گام به گام به خلوص و صدق نزديك شود و بوي نسيم دوست را بيش ار بيش حس كند و اين مهارتها و ابزارها مي تواند از سالكي به سالك ديگر متفاوت باشد و متناسب با ظرفيتها و توانمنديهاي فرد در قبض و بسط باشد وليكن آنچه مبرم است اين است كه نحوه استفاده و ميزان تبخر بهره مندي از اين ابزارها مهم بوده و تلاش و اراده فرد و ميزان تعهد سالك به پيماني كه بسته است وابستگي كامل دارد.و در اين بين فيوضات و رحمت الهي نيز بيانگر صحه گذاري و ياري به نلاشهاي سالك مي باشد.

گير من در خصوص ابزارها نيست بلكه در مهارت به كاربري اين ابزارهاست و استمرار و پايداري در حفظ اجراي آنهاست.خواندن قرآن ، ذكرهاي خاص در زمان و تعداد خاص ، بررسي اعمال و افكار و گفتار روزانه ، بررسي صفات و اخلاق هاي مثبت و منفي خويش از كنون تا گذشته حدود نزديك دوران كودكي ، ربشه يابي و عارضه يابي رفتارهاي نادرست ، كشف نارسائي ها و نارسي هاي رواني ، جهت يابي مسير تفكرات و انديشه ها ، خواندن نماز ، روزه (زبان ، گوش ، چشم ، تفكر ، انديشه ، لامسه و شكم) و … همه و همه بهانه اي براي سازندگي نهاد و تربيت هيولاي نفس مي باشد تا مسير دنيوي و مادي (جان ، نان و مقام) را كج كند و به سوي خداوند متعال هدايت يابد و الا همه اشان به پوچي همين لحظات گذر زمان دنيوي مي باشند اگر براي خداوند نباشند.

و مشكل و مسئله كليدي ما نيز همين قسمت است در اعمال و رفتار و كردار خيلي چيزها را رعايت مي كنيم و خيلي كارهاي بايد را انجام و نبايدي را انجام نمي دهيم وليكن در نيت انجام و ابتداي آن طرح ياد و تصوير حضرت دوست كم رنگ است و گاه بي رنگ است!

هر گاه لحظه اي حتي كوچك حتي براي نوشتن برخي از كلمات اين مطلب از ياد هو غافل مي گردم جاي او را در همان لحظه ، ديگري هم چون شهرت ، برتري و غرور مي گيرد و نسبت خويشتن با ديگران يا ديگر چيزها مي سنجم و راس مثلث زندگي فراموش مي شود و لذت توجيه گر نهادم زنده مي شود.

خود فريبي و خود آراستگي در خودكاوي نداريم ! به ديگر چيزهاي بيش مي پردازيم ! نمي دانم چرا اينگونه هستم.هر آنچه خواستني است از آن اوست كه داده مي شود و همه كائنات و امكانات و ديگران از آن اوست و از او مي آيد و از او گرفته ميشود و او بهتر مي داند و هر چه صلاح بداند هم بهترين است و هم جاري ! نقطه اي بيش هم نيستم در اين بي نهايت سفيدي !

خوب چرا اينقدر دست و پا مي زنم ؟! چرا در هنگام بودن با من به فكر ديگر چيز هستم ! باب بي تفاوتي و بي خيالي مطرخ نيست! باب وابستگي فكر به ديگر چيزها و ديگران است! و اين وابستگي به حضرت دوست نيست.

يا رب مددم رسان و شاكرم بر هستي ام.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s