تنبلی توسعه دهنده خصلتهای بد

مه 1, 2008

چند خصلت در نهادم در این چند هفته بررسی کرده ام که شدیدا» آزار دهنده شده است.ارتباطم با دیگران در برخی وارد سرد و دافعه گونه است و در این خصوص یکی از مشکلات اصلی ام تنبلی است و این تنبلی در ارتباط با دیگران نیز مشکل ساز شده است در اکثر موارد برای آنکه برای دیگران کاری انجام دهم با اکراه و تنبلی و کندی انجام میدهم و مخاطب به راحتی متوجه موضوع و عدم تمایلم می شود خیلی مواقع برای یاری به دیگران نیاز به کمک خاص و ویژه ای نمی باشد و حتی نیاز مالی نیز وجود ندارد ولیکن تنبلی و کمی خودخواهی که به من ربطی ندارد کار دستم میدهد.

از این موضوع هم عصبانی و هم ناراحت هستم.مثلا» در تعارفات به قدر کافی شراکت نمی کنم البته تعارفات دروغین مدنظرم نیست ولی وقتی کمکی حتی کوچک برای فرد مورد نیاز می توانم انجام دهم باید بقدر کافی و صحیح نسبت به پیشنهاد و انجام آن پا پیش بگذارم و از سر باز نکنم و یا به سردی برخورد نکنم.در طرح پیشنهادات باید پیش قدم باشم و مشارکتم را بیشتر کنم.

دیگر موضوع مبحث احترام به دیگران است که بسیار مهم در ادامه ارتباط و دلنشین بدن با دیگران می باشد.به دیگران به قدر کافی و لازم یا حتی بیشتر احترام و ادب را رعایت نمی کنم از بلند شدن معمولی برای دیدن فردی گرفته تا لهجه و طرز صحبت کردن باید رعایت کافی را داشته باشم .در برخی جمع ها به دیگران و بخصوص افرادی که کوچکتر یا بچه هستند توجه نشان نمی دهم به مشکلات و عقاید دیگران و اضطرابهای آنها کم توجه و بی تمایل هستم و دوری می کنم.حرفهای و صحبتهای احترام انگیز و محترمانه و مودبانه کم می زنم و دیگران را تشویق و تعریف نمی کنم به خودم و اطرافم خودم بیشتر توجه دارم و با ملایمت به دیگران نمی پردازم.

مثلا» آلان چند وقتی است که برادرم ازدواج کرده است و همسرش در خانه ما رفت و آمد دارد ولی هیچ گاه با او گرم و احوال پرسی جدی نداشته ام و حتی شوخی و صحبت معمولی نداشته ام و عملا» فرد را از خودم دور کرده ام.همسرم خودم با من تعارف دارد و بخاطر قرزدن های آتی من رعایتهای زیادی می کند و با من راحت نیست خیلی کم در برخی فعالیتها به او اولویت می دهم.

خودمحور و خودخواه هستم و صرفه و سود کوتاه مدت و سریع خودم را بیشتر مدنظر دارم.می توانستم دیروز درتوزیع آش نذری به دیگران کمک کنم همه در ذهنشان بود که من کاری نخواهم کرد و بیرون نخواهم رفت! آش به برخی ها بدلیل نبود وسیله نقلیه دیر و یا نرسید.می توانستم مادر همسرم را برسانم و دوست همسرم با بچه کوچکش را در گرما به منزلشان برسانم هر چند خودم گرم و خسته بودم ولی دیگران از اینکه مزاحم من نباشند و می دانستند که من تمایلی به این کار ندارم به من چیزی نگفتند و من نتوانستم به موقع و درست کمکشان کنم.

بارها شده است که درمنزل مهمان داشته ایم و در بازگشت می توانستم آنها را برسانم ولی به خاطر تنبلی و اکراهم این کار را نکردم و دیگران نیز این را بخوبی می دانند.در حالی که می توانستم با این کمک نا چیز محبت و دوستی بیشتری را به آنها ارزانی کنم.

حتی از این که همسرم در گرما متحمل زحمت شود برای آوردن بچه زیاد یاری رسان نیستم در حالی که می توانم به راحتی کمکش کنم همسرم با من تعارف و رعایت زیادی می کند و برخی چیزها را از من پنهان و مطرح نمی کند و جلو قرقر زدن های من را می خواهد بگیرد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s