تا رها نباشی پروازی درکار نیست!

مه 8, 2008

در زمینه حقوقی در شرکت به مشکل برخورد کرده ام البته این فکر و قضاوت خودم است ، این موضوع به مسائل قدیمی برمی گردد که در شرکت رضایت زیادی از کارم ندارم و هم چنین مبحث حقوقی خودم را بسیار کم می دانم و ضمن اینکه صلاحیت خودم را با دیگران در شرکت مقایسه می کنم.در واقع هم حقوق کم و هم میزانی که به دیگران می دهند ملاک قضاوتم در کار و شرکت شده است و می بینم که نسبت به این مسئله در درونم حسادت و احساس خود برتر بینی را می بینم.

باید قبول کنم که در شرکت و هر جای دیگر ایران وضعیت حقوقی خوب نیست و بر اساس نزدیکی و رابطه با مدیریت ریخته می شود و خلاقیت و کار مهندسی جایگاهی ندارد.لذا یا باید کار برای خودم بکنم و یا انکه در چنین سیستم هایی راضی باشم و خودم را اذیت نکنم.

اما مشکل اصلی به مبنای حسادت و عملکرد درونی نسبت به این موضوعات می باشد که ناراحت و یا خوشحال می شوم و در ذهنم نسبت به مدیریت و یا دیگران حس کینه و نفرت و خشم می گیرم و دیگران را در چنین تصمیم گیری دخیل میدانم و ضمن اینکه وابستگی ام را نسبت به تایید آنها تاکید می کنم.

امروز با خبر همکارم نسبت به دریافت تغییرات حقوقی و کاهش 50 درصدی نسبت به او در دلم حس بدی ایجاد شد و تمام افراد مدیریت سازمان را در ذهنم به محاکمه کشیدم و آنها را نسبت به کارم و رتبه بندی انجام شده دخیل دانستم و از این موضوع ناراحت شدم و قلمبه ها و متلکهای خودم را برای آینده کاری آماده کردم تا میزان همکارم را با آنها محدودتر و کمتر کنم و درواقع به نوعی خودم را در قالب افکار منفی و تهاجمی و محدود کردن همکاری های آینده اسیر ساختم!!

این موضوع در خیلی از سازمانها و شرکتهای دنیا و کشور ما اتفاق می افتد و افت کاری و انگیزشی زیادی در افراد ایجادمی کند تا با مدیریت ارشد سازمان که بر اساس سلیقه خویش و من گرائی خویش پیش می رود، هماهنگ و تایید کننده اش نباشی؛ این مشکلات سازمانی برایت وجود دارد.

مشکل من از آنجا شروع می شود اول اینکه حسد نسبت به دیگران داشته و نسبت مقایسه ای با دیگران را در ذهنم محاسبه کرده و از این بابت در ذهنم ناراحتم که چرا من کمتری از دیگری گرفتم و استحقاق بیشتری داشتم.دوم اینکه با ایجاد ذهنیت مسموم و محدود کننده دامنه همکاری ام را با دیگران کم کرده ام و همه تقریبا» می دانند که زیاد دل به کار نمی دهم و جملات و کلمات منفی نسبت به سیستم و دیگران زیاد به کار می برم و کار زیادی هم نمی کنم.سوم و از همه مهم تر اینکه ذهن و خودم را محدود به وابستگی مالی و حقوقی دیگران کرده ام و نگاهم را به میزان پرداختهای آنها دوخته ام و سرنوشت خودم را فراموش کرده ام که من باید به خداوند متعال توکل و پناه آورم و در این مسیر زندگی هم چیز مالی و حقوقی و رزق و روزی ام را از او بطلبم و به آنچه از سمت او می رسد راضی ، قانع و خوشنود باشم.

کم و زیاد پول و ثروت در زندگی مهم نیست و کلیت امر و رضای حق مهم تر است و من از این موضوع با اینکه مطلع بودم کمی کوتاهی کردم و توکلم را فراموش نمودم و عملا» انرژی منفی از خودم به دیگران و مدیران مجموعه صادر کردم.

در عمل وابسته به متعلقات و حسادتهای دنیایی و به نوعی اسیر و مانده بر زمین هستم از این بابت ناراحتم که چرا چنین افکار و منطقی بر دل و ذهنم حاکم است.متاسفم!

به خداوند متعال پناه می آورم و از ایشان بابت این کوتاهی عذر خواهی می کنم و پشیمان و نادم هستم که هنوز در تمامی وجودم توکل خالصانه به ایشان را ندارم، رزق و روزی ام در دست اوست و ایشان هر آنچه که بهترین و به صلاحم باشد در طول زندگی عالی بر من به موقع و درجای مناسبش عطا کرده ، می کند و خواهد کرد.همیشه و همه جا فقط نیازمند او هستم و از این نیازمندی خوشنودم.

دیگران ، همکارانم و مدیران مجموعه را از اینکه در دل نسبت به آنها قضاوت زود هنگام و کین داشتم در وجودم پاک می کنم و از خداوند متعال برای تک تک آنها آرزوی سلامتی و ثروت حلال و شوکت و شادی طلب می کنم تا در زندگی در راه و مسیر صحیح و درست گام بر دارند و در دلم از آنها پوزش می طلبم که نسبت به آنها خشم جاهلانه و بی ادبانه گرفته بودم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s