دوری از آنچه خودم هستم!

سپتامبر 5, 2008

چند روزی است که می خواهم بنویسم ولی درونم بلوایی است و توان نوشتن را آنگونه که می خواهم نمی دهد.پیرو تذکر اخیر آقای دکتر خیلی بهم ریخته هستم و هیچ چیز به دلم خوش نمی آید خیلی سعی کردم چند گامی برای بهبود وضعیت بردارم ولیکن دل خودم رضا نمی دهد و در محکمه درونی سختترین قاضی خود آدم است.عدم تمایل تماس آقای دکتر نیز به این بی ثباتی و عدم رضایت خودم دامن می زند.

خیر خواهی به سمت نابودی میرود.این جمله ای کوتاه ، غنی و ویران کننده ای است که خیلی باید به آن توجه نشان دهم.در بررسی حالتهای درونی ام و نگاهی گذرا به رفتارهای چند ماه اخیرم در خانواده و اجتماع متوجه نکته بدی شده ام که باعث ایجاد چالش فوق شده است و آن اینکه چهار صفت نامناسب در وجودم مرا به بازی گرفته است و از آنها اخیرا” بد جوری غافل بوده ام و آنها باعث خواهند شد که توان مادی و معنوی آینده من تا آخر عمر دچار بحران و مشکل شود.ترس از عواقب همیشه انسان طماع را وادار به واکنش می کند.اما در این خصوص صداقت با خویش بهترین تحریک کننده در خودم می دانم و نسبت به گذشته خیلی فرق کرده است.و این که این بحران درونی مرا از راه اصلی دیر یا زود باز خواهد داشت و انحراف پیدا خواهم کرد و آنچه که باید باشم و بشوم دیر و دور می شود.

یکی از تاکید های آقای دکتر در کلام  کتابهایشان بررسی روزانه و تجزیه و تحلیل رفتارها و گفتارهای خویش است و سنجیدن مسیر آنها از راه اصلی و تشخیص انحرافات و اصلاح آنها است ولیکن من و ما هیچ وقت آن گونه که باید به این دستور عمل نکرده ایم و همیشه آخر سر ضربه اش را خورده ایم و فقط لطف و مهربانی ایشان نصیبمان بوده است که هر از گاهی متذکر انحرافات ما شده اند.از خودم می پرسم چرا آنگونه که ایشان امر فرموده اند عمل نمی کنم و در خودم غرق می شوم؟

چهار خصیصه خودبینی ، خودخواهی ، خودمحوری و غرور مثل اینکه ذره ذره تباهی طولانی مدتی را هدیه ام خواهند کرد که بسیار متاسفم.

وقتی به خویش می اندیشم قبل از آنکه به فکر یاری رسانی و موثر بودن برای دیگران باشم بیشتر حول محور خودخواهی ها و زیاده خواهی های خودم غرق بوده ام و کمی نسبت به دیگران بد بین و بددل هستم.

توصیه بزرگی را یک ماه پیش اشاره داشتن ولی به آن آنگونه باید تفکر و عمل نکردم!

خواستن ها کوچک و برزگ اطرافم برای خودم من را از دیگران و با دیگران بودن دور کرده است متفاوت دیدن خودم از طرفی و گاها” رفع حاجت و خواسته دیگری بر اساس تواضع و فروتنی نبوده است و متکی بر نفس و خویش اندیشی بوده است.رفتارهای مغرورانه و خودخواهانه خویش را که در لایه های زیرین نهادم نفوذ کرده و ماندگار شده است را می توانم در رفتارهای کودکانه فرزند خودم هویدا ببینم که چگونه ناخوآاگاه مغرورم بر صفات اخلاقی و آموزشی او تاثیر گذاشته است.

خیلی از دلایل وجود چنین خصوصیاتی را در خودم در گذشته و دوران کودکی خودکاوی کرده ام و نسبت به چگونگی بروز و وجود آنها در خودم مطلع هستم ولیکن نتواسته ام تحت کنترل داشته باشم و به پایین سر خورده ام و در شرایط کنونی وضعیت این خصوصیات مربوط به افکار و عدم اندیشه اصلاح خودم است.وقتی که در خویش بینی و خودمحوری تمرکز دارم همه چیزها و اتفاقات را بر اساس سود ضرر خودم بازنگری و بازبینی می کنم و میزان تمرکزم از خداوند متعال و قدرت و شوکت ایشان کم می شود و به نوعی در درونم به خداپروری خویش می پردازم.به دیگران هم چون موجوداتی که یا باید از آنها منفعتی عاید شود و یا اینکه آنها بدنبال بهره برداری از من هستم می نگرم و خودخواهی تنبلی و کسلی بدنی و روحی را برای صاحبش ارمغان می آورد.زیرا که وقتی می جنبد که برای خودش باشد و دیگران فراموش شده اند.

به خداون منان و گرامی پناه می آورم همان گونه که مرحمت فرموده مرا تا به این مقصود راهنما شده اند که عیوب خویش را ببینم تقاضا عفو و بخشش از انحراف و لغزشم را دارم و طلب یاری و کمک دارم که مرا در کنترل و حذف خصیصه های فوق یاری رساند و مرا از وسوسه های درونی و شیطان ایمن سازد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s