گذر زمان ، چه سرعتی دارد

ژانویه 11, 2011

دو سال گذشت.سکوت نوشتن داشتم.البته با روضه اشتباه نباید گرفت.به اندازه مدتی که ننوشتم ول بودم.از برنامه سلوک بدور بودم.سوابق گذشته ای که بر من و دوستان گذشت ، سبب بدی برای این موضوع بوده است.همه آنها دیگر در دایره قرار ندارند.در اینجا تنها ماندم و دقت لازمه را هم برای تدوام و پایداری نداشتم.ولی تماسم با استاد حفظ شد و طرد نشدم.این امیدی است برای ادامه راه .برخی اوقات پای درموزه فرو می رود ، شاید هم نیاز باشد! ولی کشیدن به بیرون سخت است.

دو ماه پیش از استاد بر اساس ارتباطاتی که باقی مانده بود استعلام وضعیت کرد.در برخی از حوزه ها بدلیل خودخواهی و خودبینی پسرفت داشته ام و اکثرا در حوزه هایی هم که خوب عمل شده است ، آنها بدلیل خودخواهی های ذکر شده به نقاط محتمل منفی و نادرستی قابلیت تبدیل شدن را دارد.

از ابتدا شروع کرده ام با کمی تاخیر ولی برنامه های چهل روزه را شروع کرده ام.دو دوره را طی کرده ام والان بر اساس خوابهایی که می بینم نگران ، سرگردان ، عصبی و خشن هستم.سالک بودن سخت است و آن طور که در کتابها ، مقالات و داستان آورده اند ، مسلما نیست.باید از اول خویش شروع کرد از کوچک ترین چیزها پیش افتاده تا غیر.

الان همه خوابند ، همه خوابیم ، زمان خواهد گذشت سرعتش خیلی زیاد است .مانده ام برای چه چشم اندازی برای فردا می مانیم الان را.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s