رابطه بین درون و برون برای کمک به یکدیگر

ژانویه 13, 2011

در تحلیل رفتار خودخواهانه ام ، غوغای درون با برون رابطه مستقیم و دو طرفه ای دارد.اگر بخواهم درونم را اصلاح کنم که رفتار های بیرونی ام تصحیح شود یکی از کارهایش اینست که تمرینهای بیرونی را بیشتر کنم و تحت کنترل قرار دهم کم کم تاثیرشان را به مباحث درونی خواهند گذاشت.هم چنین برعکس با اصلاح افکار درونی می توان ، ظهور رفتارهای برونی را بهبود بخشید.

امروز داشتم به این فکر می کردم که در گذشته و در دروان کودکی رفتارهای آمرانه مادرم باعث سرکوبهای درونی زیادی در وجودم شده است و در دوران نوجوانی تمایلم به جنس مخالف را با عقاید افراطی و طرد گونه ای مواجه کرده است.حال که سالها از آن مباحث می گذرد و خودکاوی های درونی ام باعث شده است که گذشته را تا حدود زیادی اصلاح کنم.به رفتارهای نسبتا» آمرانه خودم با دخترم فکر می کردم.نوع رفتار پرخاشانه (البته فقط کلامی) و آمرانه ای در خانواده داشته ام و دارم. باعث گوشه گیری و تا حدودی انزوا مخاطبینم در اطرافم می شود.به خصوص اینکه دخترم 8 سالش بیشتر نیست و خیلی سریع کپی برداری می کند و بدلیل هوش بالایش بازخور منفی ای در وجود او بخاطر رفتارهای آمرانه بوجود می آید.از همه مهم تر اینکه نگرانم رفتارهای اشتباه و ناخودآگاهانه ام که با او دارم در ضمیر او تاثیر منفی بجا بگذارد و در آینده دور دیدگاه منفی در او نسبت به جنس مخلف پسرها و مردها بوجود آورد.

تمرکزم روی ظریف ترین رفتارهاست.هنوز در خانواده در مقابل او هیچ گاه با همسرم اختلاف یا دعوا و بگومگو نداشته ایم و نسبت به هم دیگر عصانیت نشان نداده ایم. حتی در مواقعی دیگر هم با هم این گونه نبودیم.ولی سرکشی های دخترم بدلیل تنها فرزند بودن و خستگی های کاری همیشگی ام در محیط خانه و کم حوصلگی باعث شده است که وقت کافی و مناسب برای او نگذارم و اکثر شبها وروزها فکرم را برای بهبود یک ارتباط موثر و مناسب گرم و مهربانانه مشغول خود کرده است.

در همین راستا بیان و صحبت کردنم سریع و صریح شده است.قواعد بازی کلامی را رعایت نمی کنم و یکی از دلایلش کمبود زمان و عجله کاذب در رفتارهایم است.لذا با همکاران و دوستان با حوصله و آرامش نیستم.هفته آینده را برنامه ریزی کرده ام که با مخاطبینم با آرامی صحبت کنم و خیلی از برنامه ای کاری غیر ضروری ام را طبقه بندی و حذف کنم و مهم ترین ها را فقط انجام دهم که زمان کافی برای دیگران داشته باشم.

نمازم را می خوانم ولی تمرکز ندارم برنامه چهل روزه ام تمام شده است ولی برای برنامه چهل روزه بعدی کاهلی می کنم.امروز صبح که بیدار شدم داشتم به این فکر می کردم که چشمانم باز شد و روزی دیگر در پیش دارم و برای گذشت آن دارم زمان را می گذرانم.تا به فردای دیگر برسم و تکرار کنیم تجربیات گذر زمان قبلی ها را.کی تمام می شود؟!! نگرانم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s