زندگی یک سالک سخت است

ژانویه 17, 2012

مدت زمان زیادی است که بررسی های روزانه ام مکتوب نشده است و خودکاوی به صورت ذهنی انجام می شود.خیلی وقت است که دنبال نوشتن و شروع مجدد کار هستم ولی بهانه های مختلف سرم را مشغول می کند و این مهم از امروز به فردا و فرداهای دیگر موکول می گردد.برای یک سالک که متعهد به خودکاوی است این موضوع مثل یک خوره در جانش همیشه زنده است.
این روزها مثل روزمرگی های روزگار سریع تر از محاسبات ما می گذرد.دیگر مشق شب ندارم و ذکر و قرآن و برنامه ای نیست.مدتی است که ول هستم و این مدت طولانی شده است.یک بار که به استاد موضوع را متذکر شدم وضعیت را خبر داشتند و فرمودند که موقعیت فعلی به دست خودم است و تفکر و اندیشه و طی مسیر به خودم بستگی دارد و خیلی از صفات را خوب جلو رفته ام ولی قدر چیزهائی که داده اند درست ندانسته ام و اتلاف کرده ام همانند دیگران که در این مسیر منحرف شدند ولی حد انحراف به قدر آنها فعلا نبوده است.

مسائلی که این روزها درگیر هستم:

خودخواهی

زیاده خواهی

من گرائی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s