برای چه زندگی می کنم!؟

آوریل 6, 2013

​این " برای چه زندگی می کنم!؟ " سوالی است که ​شاید هر روز از درون به برون می آید از برون به درون راه پیدا می کند! سخت ترین سوال بی پاسخ دنیا آدم هاست.چند بار این را در پستو چند سوال دیگر ولی با این مفهوم از آقای دکتر داشته ام ولی پاسخ صریح نگرفته ام ولی آنچه رسیده ام با آنی که انجام می دهم یکی نیست.

به هر حال از نتایج این زندگی کسب آرامش است هر چند که شاید پاسخ نهایی این سوال نباشد!

اما برای کسب این آرامش فراز و نشیب ها و ناآرامی های زیادی را در زندگی دارم تحمل می کنم و مثل خیلی های دیگر برای کسبش به ناآرامی غرق شده ام و در این رهگذر خوابها و رویاها گواه وضعیت است.

خودکاوی ها روزانه که گاها به صورت شفاهی در ذهنم صورت می گیرد آنچه باید باشد را نشان نمی دهد.تلاش می کنم ، کار می کنم ، فکر می کنم ، می بینم ، می روم و می آیم ولی آرام نیستم آرامی از جنس آرام بودن در بی نهایت.آینده ، پیری ، ذخیره ، پول ، خواسته های ضروری و آرزوهای کاذب ، خواسته امروز ، خواسته های فردا ، خواسته های آینده دور و … برای الان برای فردا برای دور برای دور دور.

حفظ حالت تعادل در زندگی بیشترین آرامش را می دهد ولی کشف ناتعادلی ها یک مسئله است و به تعادل آوردن آن بابی دیگر.

42 سال دارم.حس گذر الان زندگی ام ترکیبی از پرستش خدا و ناخدایی است.

واقعا برای چه زندگی می کنم!؟

برای آنکه رفاه داشته باشم پس کار می کنم و بدنبال کار و درآمد باشد باشم

برای آنکه در آینده درمانده و گرفتار نباشم باید کار کنم و درآمد داشته باشم

برای آنکه آن و این باشم باید کار کنم و درآمد داشته باشم

بدنبال پول برای کسب آرامش هستم یا بدنبال آرامش باید کسب پول کنم!؟

زندگی امروز و فردایم و اطرافیانم پر شده است از کسب درآمد و پول حال از آسان ترین راه و صرف آن به خواسته های ریز و درشت خودم ، دیگری ، دیگران و برداشت آنها.زیر قضاوت کم و زیادهای دارندگی ها نسبت به دیگران.

چند ماه پیش دکتر آمده بود اینجا.توی صحبت هایش اشاره داشت به این که یکی از فعالیتهای دینی این است که افراد جامعه از امکانات و دارایی های خویش برای شادی و آرامش خود استفاده کنند.در حالی که اکثرا برعکس عمل می کنم برای کسب امکانات و دارایی های بیشتر در ناآرامی و تلاش مضاعف و بیهوده غرق می شویم و حسرت آیاها و کاش های زیادی را می خوریم.

برای عبادت وقت کمی را صرف می کنم ولی برای محاسبه داشته های و نداشته ها وقت زیاد و تکرار خوبی صرف می شود.

برای تفکر در کشف وضعیت ناتعادلی ها زمان و انرژی لازم برنامه ریزی نمی شود ولی برای قضاوت وضعیت با دیگری مقایسه زیادی می شود.

برخی اوقات دست خودم است و می توانم خیلی چیزها را کنترل کنم ولی وقتی نقش دیگران و خانواده و اطرافیان پیش می آید داستان خیلی تغییر می کند و زیاد تحت کنترل نیست.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s