​زندگی ام روندش بستگی به دو نوع ارتباط دارد:
ارتباط با خدا
ارتباط با دیگران
آنچه باعث ایجاد خودبینی و خودخواهی و غرور و بروز گناه از نوع کوچک و بزرگ می شود ارتباط با دیگران است.
در ارتباط با خداوند منان بیشتر دعا، نماز، ذکر و لحظاتی است که با یاد خدا طی می شود. یاد او که بی نهایت از کران تا کران، ظاهر و باطن، اول و آخر می باشد همیشه باعث لطافت، خضوع، آرامش است و امکان بروز گناه و خطا یا غفلت و یا غرور و خودخواهی نمی گردد. چون اصل محور زندگی خدامحوری است و این ارتباط نیاز اصلی است لذا در آن انحراف نیست.​
مقدمه ارتباط با دیگران به نوع ارتباط با خداوند بر می گردد که پیچیدگی زیاد دارد.
لذا بیشترین محل ایجاد مشکلات و خطاها در ارتباط با دیگران است که میزان و عمق تاثیر ارتباط با خداوند را هم می تواند نشان دهد. یعنی به حدی که ارتباط با او تعالی برقرار می گردد، نسبت سطح بندگی و خضوع به خلقت و مخلوقات او بیشتر می گردد و می تواند باعث ارتباط سالم و درستی مبتنی بر نبود غرور و خودخواهی با دیگران گردد.
پس هر چه ارتباط با خداوند بیشتر می گردد سلامت ارتباط با دیگران بیشتر می شود. اما این موضوع کامل نیست. به این معنی که باید روی ارتباط با دیگران نیز به صورت مستقل کار شود و تاثیرات ارتباط با خداوند در این بخش محقق و اجرائی گردد.

در ارتباط با خداوند هم اگر گام های بزرگ و خوبی محقق گردد می تواند تاثیر منفی و بروز خودبزرگ بینی نسبت به دیگران گردد. پس یک نظارت و ارتباط دو طرفه در نوع ارتباطات با خداوند و دیگران باید وجود داشته باشد. به همان مقدار که با خداوند ارتباط برقرار می گردد حتما خضوع و خشوع ارتباطی با دیگران محقق نمی گردد و می تواند برعکس عمل کند!
پس برای آنکه این تضاد و ارتباطات به سمت ثواب راهنمای شود نیاز است که هر دو نوع ارتباط با خداوند و دیگران در کارها و زندگی تحلیل و واکاوی شود.

Advertisements